بنام خدا
امروز فایلی توسط یکی از نازنین دوستانم، برایم فرستاده شد که فوق العاده نکات جالبی به همراه داشت، از آنجا که فرمت فایل پاور پوینت بود، تصمیم گرفتم عینا" اینجا آن را بنویسم. خوب می دانم که در این دنیا، انسانهائی هستند که شاید هیچ کدام از نوشته های این پست شامل حالشان نشود، بخشی از ما، بخشهائی از این نوشته ها را واقعیت زندگی امروزمان می یابیم. باشد تا در هر کدام که احساس نمودیم ما نیز چنین می کنیم، نسبت به تغییر آنها اقدام کنیم.
Paradox of Our
Times
مغايرتهاي زمان ما
۱ - ما امروزه خانه های بزرگتر، اما خانواده های کوچکتر داریم، راحتی بیشتر اما زمان کمتر.
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time
۲ - مدارک تحصیلی بالاتر، اما درک عمومی پائین تر، آگاهی بیشتر، اما قدرت تشخیص پائین تری داریم.
we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
۳ - متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر، داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر.
We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness
۴ - بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم،خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیر وقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب بر می خیزیم،خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلوزیون تماشا می کنیم، اما بندرت دعا می کنیم .
We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom
۵ - چندین برابر ملک و املاک داریم، اما ارزش هایمان کمتر شده، خیلی زیاد صحبت می کنیم ، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوئیم.
We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often
۶ - زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را، تنها به زندگیمان سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان.
We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years
۷ - ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگ راههای پهن تر اما دیدگاههای باریکتر.
We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints
۸ - بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم.
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
۹ - ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سو به سوی دیگر خیابان برویم .
We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
۱۰ - فصای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فصای درون را، اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خودمان را.
We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice
۱۱ - بیشتر می نویسیم، اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم.
we write more, but learn less; plan more, but accomplish less
۱۲ - عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن را، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پائین تر.
We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals
۱۳ - کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.
We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
۱۴ - اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، سودهای کلان اما روابط سطحی.
These are the times of fast foods and slow digestion; steep profits and shallow relationships
۱۵ - فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما غذای ناسالمتر، درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر، منازل رویائی اما خانواده های از هم پاشیده.
More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes
۱۶ - بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.
That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion
۱۷ - در جستجوی دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید، بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.
Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
۱۸ - زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان صرف کنید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهائی را که دوست دارید ببینید.
Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love
۱۹ - زندگی تنها حفظ بقا نیست، بلکه زنجیره ای از لحظه های لذت بخش است.
Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
۲۰ - از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده نمائید.
Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it
۲۱ - عباراتی مانند " یکی از این روزها" و یا "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیائید نامه ای را که قصد داشتیم " یکی ار این روزها" بنویسیم را همین امروز بنویسیم.
Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days
۲۲ - بیائید به خانواده و دوستان خود بگوئیم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید را به تاخیر نیاندازید.
Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life
۲۳ - هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمی دانید که شاید آخرین لحظه باشد.
Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last
۲۴ - اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیامها را برای کسانیکه دوستشان دارید بفرستید و به خود می گوئید " یکی از همین روزها" خواهم فرستاد، فقط فکر کنید . . . . . "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید.
If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it






