از زمانی که تریاک و تاثیراتش را دیدم و شناختم، دیگر میل به الکل، نسبت به گذشته در من کمرنگتر گشت و چنانچه قرار بود از بین آن دو فقط یکی را انتخاب کنم، ترجیحا" تریاک گزینشم بود، چیزی که امروز آن عمل را جایگزینی می دانم.
اوایل به فرم تفریحی و ماهی یکبار و دوماهی یکبار شروع شد، ولی از آن جائی که من هنوز هم دلم می خواست تحت تاثیراتش به شخص دیگری تبدیل شوم، صد البته در فاصله از این مصرف تا آن مصرف هم، همیشه بیادش بودم و در آرزوی رسیدن نوبت بعدی لحظه شماری می کردم.
هر بار دلم می خواست همان حالت نئشگی روز اول را پیدا کنم و با این امید، طاقتم تاب نمی آورد و لذا هر بار فاصله زمانی کمتری بین مصارفم بود. اگر چه که نه تنها آنزمان، که هرگز در طول ۲۰ سال بعدی نیز، هر چه کردم، دیگر آن حالت به من دست نداد.
پس از مدت کوتاهی، مجددا" آش همان آش بود و من دلخوش از آنکه این اختیار را دارم که مصرف کرده یا نکنم، بر تمامی زنگ خطرها، خط باطل می کشیدم.
به قول مولانا :
نگفتمت که بدان سوی٬ دام در دام است
چیزی نگذشت که هر روز مصرف می کردم و هنوز هم بر این باور غلط اصرار که این خودم هستم که می خواهم امروز مصرف کنم و اگر نخواهم می توانم مصرف نکنم.
خداوندا، عشق مرا برگير و بگذار تا در كمال ارادت به تو جاري شود.
